الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

69

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

كه با متن آميخته شده است . و جملهء « و قد جاء في رواية أخرى » قطعا جزء كتاب و از كلام سيّد رضى رحمه اللّه است . و نسخهء فاقد آن ناقص است . « و السّبقة الجنّة بضمّ السّين » اين‌گونه در دو نسخهء مصرى آمده و لكن در نسخهء « حد » و « ثم » اين‌چنين آمده : « و السبقة ، بضمّ السين » . و كلمهء « الجنة » هم در اين‌جا لغو است و آوردن آن از مثل مصنّف بعيد است . و السّبقة عندهم اسم لما يجعل للسّابق اذا سبق ؛ و سبقه نزد عرب مال يا كالايى است كه به‌عنوان جايزه براى برندهء مسابقه در نظر گرفته مىشود » . و هم‌چنين « سبق » - به حركت باء - و « سبق » - به سكون باء - بنابرآن‌چه ابن دريد گفته . و امّا جوهرى و فيروزآبادى براى اين معنا غير از واژهء سبق - با حركت باء - واژهء ديگرى را ذكر نكرده‌اند . من مال أو عرض ؛ از مال يا كالا . و در مصباح گويد : عرض - به سكون راء - متاع است . و گفته شده كه دراهم و دنانير را عين گويند و غير اينها را عرض و جمع آن عروض است ؛ مانند فلس و فلوس . و بعضى از لغويين ، و از جمله ابو عبيد گفته‌اند : عروض ، كالاهايى است كه با كيل و وزن تقدير نشود و از قبيل حيوان و عقار هم نباشد . 8 من الخطبة ( 81 ) ( و منها : في صفة الجنّة ) درجات متفاضلات ، و منازل متفاوتات ، لا ينقطع نعيمها ، و لا يظعن مقيمها . و لا يهرم خالدها ، و لا يبأس ساكنها . ترجمهء خطبه 8 . امام عليه السّلام در ضمن خطبهء ( 81 ) در وصف بهشت مىفرمايد : « بهشت درجاتى است يكى بر ديگرى برتر ، و جايگاه‌هايى متفاوت . نعمت‌هاى بهشت هميشگى ، و ساكنانش از آن بيرون نروند ، و در آن بهشت جاودان پير نشوند ، و گرفتار سختى و مشقت نگردند » .